یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد این دفعه می خوام تو وبلاگم چیزی که دلمو گرفته بگم تا حداقل کمی راحت تر بشم دیگه خسته شدم از این همه فکر فکر های که تو ذهن من نقش بسته فکرهایی که دیگران میکنند از این همه کارهای پوچ و بی ارزش دیگه خسته شدم کاش می شد حرفی بزم آخه به کی بگم ؟ به کی میتونم بگم ؟ آخه نمی تونم این حرف ها رو که بگم یادم اومد به این شعری که یه جایی شنیده بودم فقط همینشو یادمه که می گفت یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد باید سکوت کرد
برچسب:
نویسنده: پرنیا محمدی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:20